متن آهنگ خاطره از محمد هیرام
روبروم وایساده بودی
خودمو به تو رسوندم
تو ندیدی واسه تو
همه دنیامو سوزوندم
عمق دریای نگاهت
منو به خاطرهها برد
قطره اشکی چکیدو
همه خاطراتو آب برد
حالا منم و قرص اعصاب و شبای بیداری
من که تا خود صبح بیدارم تو در چه حالی
رفتن تو پنجرهای بود به سمت دیوار
نه چیزی واسه دیدن و نه چیزی واسه انکار
پنجره رو وا میکردم دریا رو میدیدم
ساحلی که به دریا من پسش نمیدادم
گیریم که برگردی اینو میگم یادم نره
روزی توی قلبم تمام من بود و نموند
اگه یه روزی برگشتی دیگه صدام نکن
خاطرات من و تو رو هوای خونه برد
با خیابونا قهرم رد پاتو بلدن
چراغهای این شهر وقتی میبینم روشنن
سیک وارانه چویلم من هرشو میسوزم
آگر کشانم چوویلم سر آخر میدونم
من بی تو مجنونم شیتم کر و کورم
این مالگه بعد تو به آگر میکشونم